أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

959

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

ديسقوريدس ، « امياس » 7 [ مىنامد ] . بشر : اين به فارسى نغن‌خوالان 8 و نان‌خواه است . ( 1 ) . نان‌خواه فارسى - Carum copticum Benth . ( مترادف Sison , Ammi copticum Bois . ammi Jacq . ) يا Trachyspermum copticun ( L . ) Link . ؛ سراپيون ، 390 ؛ ابو منصور ، 551 ؛ ابن سينا ، 462 ؛ ميمون ، 259 ؛ عيسى ، 3 41 . ( 2 ) . امّى - يونانى ، ديوسكوريد ، III ، 58 . ( 3 ) . واژهء ناخوانا - ننوا ( ؟ ) ، قس . Low , pf . ، 259 : ننعا . ( 4 ) . نينيا ، قس . بر بهلول ، 10 1244 ؛ III , Low ، 421 . ( 5 ) . نسخهء فارسى : « به هندى » . ( 6 ) . نسخهء فارسى : جوانى ، قس . Platts ، 395 ؛ نسخهء الف : حوان . ( 7 ) . نسخهء الف : اميانى ، بايد خواند امّياس - يونانى ، III , Low ، 422 . ( 8 ) . نغن خوالان ، قس . II , Vullers ، 1330 . 1037 . نارجيل 1 اين به هندى نالير 2 است . ابن ماسويه : بهترين [ نارگيل ] - تازه ، سفيد با آب شيرين است . [ درخت نارگيل ] شبيه نخل است اما خار ندارد ؛ [ اندازه ] برگ‌هايش از چهار تا شش وجب است ، ميوه‌اش در ليفى به نام « كنبار » 3 قرار دارد . [ درخت نارگيل ] بزرگ هر ماه يك يا دو تخمدان مىدهد كه در سال به دوازده مىرسد . « اطواق » 4 آب شيرين آن است ، هنگامى كه جارى مىشود بىاندازه ناپسند است ، نصف روز شيرين مىماند ، سپس به شراب تبديل مىشود و پس از آن ترش مىشود و ترش باقى مىماند . نوعى ماهى با خارهاى بيرون‌زده وجود دارد كه از [ درخت نارگيل ] بالا مىرود تا از آبش بنوشد اما اگر كسى بالا رود ، او خود را از درخت پرتاب مىكند . العتيبى : مىگويند كه [ نارگيل ] « نخل مقل » 5 است كه طبيعت سرزمين ، آن را دگرگون ساخته است . مىگويند كه كشتىهاى دريايى را با كنبار محكم مىكنند 6 و اين ليف‌هاى مقل است زيرا اين [ ليف‌ها ] پاره نمىشوند و آب را جذب نمىكنند . سپس رويش [ مخلوط ] آهك و پيه مىمالند ، آن‌گاه آب شور هيچ تأثيرى بر آن ندارد . اين ليف نارگيل است نه ليف مقل .